كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

159

ده سفرنامه ( فارسى )

تهران ، نوامبر و دسامبر 1800 با اينكه هنوز خيلى مسائل پيچيده و غامض در دستور مذاكرات باقىمانده بود ولى با اين وصف « ايلچى » به عنوان يك شخصيت مهم و فعال و سياستمدار در حل‌وفصل مسائل فى ما بين در دربار ايران شناخته شد . مذاكرات زيادى درباره نوع لباس ما در شيراز به عمل آمد ولى سابقه‌اى در پايتخت وجود نداشت كه به وزير دربار اجازه دهد كه ايلچى با چه لباسى در مراسم شركت نمايد . دوستان روسى ما به تازگى به عنوان ميهمان‌نوازى سروصورت ما را اصلاح و آرايش كرده بودند . آنان چندين سال قبل قلمرو ايران را مورد تاخت‌وتاز قرار دادند و قواى نظامى آنها هم بار ديگر اين كشور را تهديد به حمله ديگرى مىنمود بنابراين شاه و درباريانش يك روش خصمانه به آنها نشان مىدادند . هنگامى كه در شيراز بودم چراغعلى خان ( 3 ) ما را حلال‌تر از مسيحيان شمال كشورشان مىپنداشت و به ايلچى مىگفت آيا شما هم اعتقاد داريد كه آنها ( يعنى روسها ) غير از نوشيدن شراب‌قوى و خوردن گوشت خوك از هيچ‌چيز ديگر لذت نمىبرند . آنان از گوشت حيوانات حرام تغذيه مىكنند و موهاى خود را مانند دم آرايش داده و به پشت سر خود آويزان مىنمايند و به‌طورى كه اطلاع دارم سالى يك بار هم سروصورت خود را اصلاح و تميز نمىنمايند . من با ناباورى به جملات اخير او گوش دادم ، بعد از تمام اين حرفها من فكر كردم كه از لحاظ پوشيدن لباس در روز شرفيابى آسوده و راحت مىباشم ولى سخت در اشتباه بوديم . دو روز بعد از آنكه وارد اصفهان شديم يك نفر « ميرزا » از طرف حاجى ابراهيم به